تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

بشارت براى همه كه توبه كنند  

مزمور ۵۱ فریاد و فغان داوود است نزد خدا برای توبه از گناهی که با بَتشِبَع مرتکب شد. می‌توان او را تصور کرد که زانو زده، با صدای بلند نزد خدا فریاد برمی‌آورد و درخواست می‌کند که گناهانش را بشوید. همچنین، این مزمور تصویری به‌دست می‌دهد از اینکه در زندگی ما نیز توبه باید چگونه باشد. ابتدا، داوود گناه خود را اعتراف می‌کند. در قدم بعدی، طلب بخشش می‌نماید. سپس، از خدا می‌خواهد او را احیا کند. و در آخر، از خدا می‌خواهد کمکش کند تا بتواند گناهش ر

ادامه مطلب  

روشنی من گل آب/سهراب سپهری  

ابری نیستبادی نیستمی نشینم لب حوضگردش ماهی ها روشنی من گل آبپاکی خوشه زیستمادرمریحان می چیندنان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تررستگاری نزدیک لای گلهای حیاطنور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزدنردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آردپشت لبخندی پنهان هر چیزروزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداستچیزهایی هستکه نمی دانممی دانم سبزه ای را بکنم خواهم مردمی روم بالا تا اوج من پر از بال و پرمراه می بینم در ظلمت من پر از فانوسممن

ادامه مطلب  

تجربه‌گرایی و سوبژکتیویته  

تجربه‌گرایی چیست و چه نسبتی با سوبژکتیویته دارد؟ تجربه‌گرایی آن‌گونه که در این کتاب به کار رفته مفهومی بیشتر سیاسی است تا معرفت‌شناختی. سرشتِ تجربه‌گراییِ معرفت‌شناختی را ژان لاک با این اصل که «همه‌ی شناخت ما درنهایت از تجربه نشئت می‌گیرد» تعین بخشید. این اصل در قالبِ یک هنجار قرار است همچون معیاری برای شناساییِ معرفتِ راستین به کار آید. اما تجربه‌گراییِ سیاسی به جای جست‌وجوی هنجارهایی از این دست، نفس ِ هنجار را به مسئله بدل می‌کن

ادامه مطلب  

فریاد زدم دوستت دارم  

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!اشکهایم را همه دیدند!آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!گرفتا

ادامه مطلب  

فریاد زدم دوستت دارم  

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!اشکهایم را همه دیدند!آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!گرفتا

ادامه مطلب  

دل کندن  

 
رومن گاری نویسنده، کارگردان، خلبان و دیپلمات فرانسوی در سال ۱۹۸۰ در آپارتمانش در پاریس دراز می کشد، سر یک تپانچه را در دهان خود می گذارد، به آرامی شلیک می کند و به زندگی اش پایان می دهد. همسر دومش به تازگی مرده است. یادداشتی از او به جا مانده که در آن خیلی شفاف می گوید "به خاطر همسرم نبود، کار دیگری نداشتم".
 
دل کندن کار بسیار سختی است، و دل کندن از زندگی امری تقریبا  محال. چگونه می شود که برخی نه در ناامیدی و استیصال، بلکه در کامیابی و آسایش  

ادامه مطلب  

آیا امواج الکترومغناطیسی خطرناک هستند؟  

آیا امواج الکترومغناطیسی خطرناک هستند؟
 آیا دستگاه‌های تلفن همراه می‌توانند موجب سرطان شوند؟ امواج تولید شده توسط دستگاه‌های الکترونیکی چگونه می‌توانند بر بدن ما تاثیر بگذارند؟ واقعیت این است که ما اطلاعات خیلی کمی داریم و نمی‌توانیم...

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

زندگی او سراسر پیام بود و مرگ او مصیبت لاله هاست  

هیچ وقت توجه نکرده بودمـ
ولی
از اسمت همــ معلومــ بود
پیامـ بودی
نه فقط برای من
برای یک جامعه
پیامــ فرهنگ و اجتماع دوستی
پیامـ و صدای  ارگان های اجتماعی
یار همیشگی 22 بهمن
نگران جامعه و درد هایش
درد جامعه دردت بود
اهوا بدون تو چگونه پیامـ عشق و دوستی باشه ؟
تسلیت به فرهنگ
تسلیت به دین
تسلیت به جامعه
تسلیت به سازمان
تسلیت به خانه جوانان
تسلیت به من و تو ......
منی او را بنازید کو به یکدمـ          بسازد  از  گلی حوا و آدمــ
حال حدیث تو از تمامی حدیث

ادامه مطلب  

از راه (طریقت) بُرو ای گوهر مقصود  

  دیروز نه آغاز و نه انجام جهان بودگویا غم و شادی همه در پرده نهان بود گر مرد رهی غم مخور ای دوستالبته رسیدن هنر گام زمان بود گر رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقیبنگر که ز مجنون به هر گام نشان بود آبی که روان گشت  فرورفت ولی زوددریا شود آن رود که پیوسته روان بود از روی تو دل کندنم آموخت زمانهشمشیر زمان دررگِ خونابه فشان بود افسوس و ُدریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام دل آدمیان بود در رهگذر قافله ها  لاله و گل کاشتاین دشت که پامال سواران خزان ب

ادامه مطلب  

از راه (طریقت) بُرو ای گوهر مقصود  

  دیروز نه آغاز و نه انجام جهان بودگویا غم و شادی همه در پرده نهان بود گر مرد رهی غم مخور ای دوستالبته رسیدن هنر گام زمان بود گر رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقیبنگر که ز مجنون به هر گام نشان بود آبی که روان گشت  فرورفت ولی زوددریا شود آن رود که پیوسته روان بود از روی تو دل کندنم آموخت زمانهشمشیر زمان دررگِ خونابه فشان بود افسوس و ُدریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام دل آدمیان بود در رهگذر قافله ها  لاله و گل کاشتاین دشت که پامال سواران خزان ب

ادامه مطلب  

نکاتی در مورد شیر و پنیر بدانید  

شیر در تابستان بیشتر از دو روز و در زمستان بیشتر از پنج روز نباید بماند.
در صورت تازه بودن شیر محلی حتما باید ۲۰ دقیقه بجوشد.
برای مصرف کشک باید آنرا ۱۰ دقیقه بجوشانیم.
برای اینکه شیر سر نرود لبه ظرفی را که می خواهیم شیر بجوشانیم چرب کنید.
اگر شیربترشد مقداری آب لیمو و جوشاندن آنرا در یک دستمال ریخته و به پنیر تبدیل کنید.
برای تکه کردن پنیر تازه از نخ دندان یا نخ پلاستیکی استفاده می کنيم که خرد نشود.
اگر پنیر مصرفی خشک شده آنرا به مدت ۲۴ ساعت در

ادامه مطلب  

شبيهِ تاريكِ من  

 
 
الف میگفت یك آدم چطور آدم میشود؟ گفتم بستگی دارد چند بار مرده باشد. بعد از شکست عشقی، آدم میمیرد، بعدش یك آدم جدید. ولی فقط با عشق نیست. به او گفتم من تا بحال چهار بار مردم. آخرین ‌ش با خواندن یك جمله از نیچه بود که فرو ریخت همه فلسفه ای که ساخته بودم.
   حالا كه فكر میكنم میبینم تنها كاری كه بلدم مُردن است. خصوصا در اوقاتِ بیماریْ مُردن. با حضورِ آدمهای بی صورت و سیرتِ اطرافت كه هیچكدام زنده ماندنت را انتظار نمیكشند. مرگ در اوقاتِ بیماری بیش

ادامه مطلب  

شبيهِ تاريكِ من  

 
 
الف میگفت یك آدم چطور آدم میشود؟ گفتم بستگی دارد چند بار مرده باشد. بعد از شکست عشقی، آدم میمیرد، بعدش یك آدم جدید. ولی فقط با عشق نیست. به او گفتم من تا بحال چهار بار مردم. آخرین ‌ش با خواندن یك جمله از نیچه بود که فرو ریخت همه فلسفه ای که ساخته بودم.
   حالا كه فكر میكنم میبینم تنها كاری كه بلدم مُردن است. خصوصا در اوقاتِ بیماریْ مُردن. با حضورِ آدمهای بی صورت و سیرتِ اطرافت كه هیچكدام زنده ماندنت را انتظار نمیكشند. مرگ در اوقاتِ بیماری بیش

ادامه مطلب  

فرمانده نیروی زمینی سپاه : مقابل هر تهدیدی ایستادگی می کنیم  

 به گزارش سپاه نیوز:سردار  سرتیپ محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در آغاز رزمایش دفاعی امنیتی پیامبر اعظم 11 که صبح امروز در کویر مرکزی کشور آغاز شد، در جمع خبرنگاران درباره رزمایشی که صبح امروز انجام شد،اظهار داشت: هدف از پرتاب راکت و شلیک توپخانه های دور برد در رزمایش پیامبر اعظم 11 مشاهده اثر بخشی آموزش در نیرویی که آموزش های توپخانه را فرا گرفتند و نیز ارزیابی این نیروها است.

وی افزود: امروز راکت های هوشمند و نقطه زن در کلاس های مختلف

ادامه مطلب  

فرمانده نیروی زمینی سپاه : مقابل هر تهدیدی ایستادگی می کنیم  

 به گزارش سپاه نیوز:سردار  سرتیپ محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در آغاز رزمایش دفاعی امنیتی پیامبر اعظم 11 که صبح امروز در کویر مرکزی کشور آغاز شد، در جمع خبرنگاران درباره رزمایشی که صبح امروز انجام شد،اظهار داشت: هدف از پرتاب راکت و شلیک توپخانه های دور برد در رزمایش پیامبر اعظم 11 مشاهده اثر بخشی آموزش در نیرویی که آموزش های توپخانه را فرا گرفتند و نیز ارزیابی این نیروها است.

وی افزود: امروز راکت های هوشمند و نقطه زن در کلاس های مختلف

ادامه مطلب  

شعله های آدم خوار  

   ساعت هفت صبح پنج شنبه 95/10/30 ، تقدیر آخرین صفحه دفتر عمر ساختمان پلاسکو را هم نوشت .  پایان عمری پنجاه ساله بسیار دردناک بود . سرنوشت بند پایانی را با جوهر آتش تمام کرد . همه چیز خوب بود که ناگاه شعله های آتش توجه مردم را جلب کرد . طولی نکشید که آتش نشانان رسیدند . آتش را خاموش کردند ؛ صبرکنید !! درست بود . یازدهمین طبقه هنوز هم دلش می سوخت . آتش از هر سو زبانه می کشید . نگاه های نگران ، درب ورودی را می دیدند . چشم های حیرت زده ، منتظر رفیقان قدیمی بود

ادامه مطلب  

شعله های آدم خوار  

   ساعت هفت صبح پنج شنبه 95/10/30 ، تقدیر آخرین صفحه دفتر عمر ساختمان پلاسکو را هم نوشت .  پایان عمری پنجاه ساله بسیار دردناک بود . سرنوشت بند پایانی را با جوهر آتش تمام کرد . همه چیز خوب بود که ناگاه شعله های آتش توجه مردم را جلب کرد . طولی نکشید که آتش نشانان رسیدند . آتش را خاموش کردند ؛ صبرکنید !! درست بود . یازدهمین طبقه هنوز هم دلش می سوخت . آتش از هر سو زبانه می کشید . نگاه های نگران ، درب ورودی را می دیدند . چشم های حیرت زده ، منتظر رفیقان قدیمی بود

ادامه مطلب  

کانال تلگرام  

اجتماع بزرگ بدمینتون آملاخبار و کانون هواداران بدمینتون آمل
سلام و خوش آمدید میگم به‌همه دوستان.از امروز قصد داریم تا کانون هواداران بدمینتون آمل رو برای پیشرفت هر چه سریع تر جوانان و سلامتی پیشکسوتان شهرمون شکل بدیم و آینده ای نو خلق کنيم...با ما همراه باشین دوستان عزیز...https://telegram.me/amolbadmintonclub

ادامه مطلب  

کانال تلگرام  

اجتماع بزرگ بدمینتون آملاخبار و کانون هواداران بدمینتون آمل
سلام و خوش آمدید میگم به‌همه دوستان.از امروز قصد داریم تا کانون هواداران بدمینتون آمل رو برای پیشرفت هر چه سریع تر جوانان و سلامتی پیشکسوتان شهرمون شکل بدیم و آینده ای نو خلق کنيم...با ما همراه باشین دوستان عزیز...https://telegram.me/amolbadmintonclub

ادامه مطلب  

 

آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بود و عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی هایمان را کوچک، و لب هایمان با ژل های موقتی پف نمی کرد آن روزها که ابرو و مژه و ناخن و سینه و موی مصنوعی نداشتیم؛ آدم های آرام تری بودیم وسواس زیباتر شدن نداشتیم خودمان بودیم و چشم هایمان وقتی زن زیبایی می دید سرشار از تحسین می شد نه تعجب ... آن روزها مردهایمان نه دغدغه بزرگ کردن عضله داشتند نه ابرو برمیداشتند نه گوشواره می انداختند نه عمل های زیبای

ادامه مطلب  

 

آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بود و عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی هایمان را کوچک، و لب هایمان با ژل های موقتی پف نمی کرد آن روزها که ابرو و مژه و ناخن و سینه و موی مصنوعی نداشتیم؛ آدم های آرام تری بودیم وسواس زیباتر شدن نداشتیم خودمان بودیم و چشم هایمان وقتی زن زیبایی می دید سرشار از تحسین می شد نه تعجب ... آن روزها مردهایمان نه دغدغه بزرگ کردن عضله داشتند نه ابرو برمیداشتند نه گوشواره می انداختند نه عمل های زیبای

ادامه مطلب  

بشارت  

درس‌های خوب عیسی مسیح
آیا تو می دانی که خدا محبت است؟ او ما را دوست دارد، و وقتی که ما او را دوست داشته باشیم، به طور طبیعی بقیه آدم‌ها را هم دوست داریم.
خدا نیرو و قدرت ما است، او به عنوان پدر آسمانی ما، همیشه مراقب ما است. لازم نیست در مورد هر چیزی نگران باشیم، چونکه او قول داده است وقتی که به او اعتماد کنيم؛ از ما مراقبت کند.
زمانی که تو احساس نگرانی می کنی، یا می ترسی، و یا ناراحت می شوی، می توانی با خدا صحبت کنی. این کار را «دعا کردن» می‌گوی

ادامه مطلب  

گودال  

همه ی ما یک چاله هایی توی وجودمان داریم ، چاله هایی که گاهی خودمان از پس پر کردنشان برمی آییم ولی گاهی پر کردنش را می اندازیم گرنه بقیه ! نه که خودمان زورمان نرسد پرشان کنيم نه دلمان می خواهد آن آدم یک جورهایی با اینکار حضور خودش را نشان دهد ، بودنش را اثبات کند نمی دانم انگار همه ش بستگی به اهمیت آن آدم دارد هر چه آن آدم مهم تر تعداد چاله چوله هایی که دستش را می بوسند هم بیشتر! این روزها گودال های عمیقی توی روحم درست شده ! گودال هایی که راستش را ب

ادامه مطلب  

فلسفه نیایش از دکتر علی شریعتی  

خدایا: "عقیده" مرا از دست "عقده‌ام" مصون بدار.
خدایا: به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.
خدایا: رشد علمی و عقلی مرا از فضیلت "تعصب" و "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدایا: مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن "درست " و "کامل" کسی، یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
خدایا: جهل آمیخته با خودخواهی و حسد، مرا، رایگان، ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست، نسازد.
خدایا: شهرت، منی را که: "می خواهم باشم"، قربانی منی که: "می خواهند باشم" نکند.
خدایا: مر

ادامه مطلب  

فلسفه نیایش از دکتر علی شریعتی  

خدایا: "عقیده" مرا از دست "عقده‌ام" مصون بدار.
خدایا: به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.
خدایا: رشد علمی و عقلی مرا از فضیلت "تعصب" و "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدایا: مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن "درست " و "کامل" کسی، یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
خدایا: جهل آمیخته با خودخواهی و حسد، مرا، رایگان، ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست، نسازد.
خدایا: شهرت، منی را که: "می خواهم باشم"، قربانی منی که: "می خواهند باشم" نکند.
خدایا: مر

ادامه مطلب  

علوم  

رنگ در کنار نور، خودش را خوب نشان می دهد و با توجه به میزان نوری که در فضاها داریم، می توانیم رنگ مناسب انتخاب کنيم؛ از این رو در اتاق هایی که نور آفتاب نداریم، استفاده از رنگ گرم مناسب است تا سرمای اتاق را بگیرد ولی در اتاق های رو به آفتاب به خاطر گرمایی که در آن وجود دارد، استفاده از رنگ های کمی سرد مناسب تر است. این موارد درباره اتاق های عمومی مثل نشیمن و پذیرایی که در آن به انرژی بیشتری نیاز داریم، صدق می کند،به طور کلی در فضاهای عمومی منزل

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

خوشبختیتون آرزومه  

دارم به موسیقی سکوت گوش میدم. برای این کار کافیه هندزفریتون رو بذارید توی گوشتون و هیچ آهنگی رو پلی نکنید. آخرای نود وپنجه. اومدن سال جدید همیشه برای من برابر با یک سال بزرگ شدنه(بخاطر تولدم). سال 95 پر از فراز و نشیب بود برام. بزرگترین اتفاقای زندگیم تو همین سال افتاد که یکیش پیانو بود و یکیش کوتاه کردن موهام و چیزای دیگه. به نیمه ی اول سال که نگاه می کنم باورم نمی شه که زنده موندم! بدترین شرایط رو گذروندم. تابستونش به جز تیر ماه، عذاب آورترین تا

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنيم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنيم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

دانستنی های کهکشان راه شیری!!  

همه عمرتان اینجا زندگی کرده اید اما واقعاً درمورد کهکشان راه شیری چه می دانید؟ احتمالاً می دانید که مارپیچی است که 100،000 سال نوری امتداد دارد. تصمیم گرفته ایم شما را با حقایق بیشتری درمورد این کهکشان آشنا کنيم
 
 
برای نمایش کامل مطلب به " ادامه مطلب " بروید:
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1